مسیر کارمندی، آری یا نه؟!

مسیر کارمندی، آری یا نه؟!

چند روز پیش به یک مهمانی دعوت شده بودم. یکی از دوستانم بعد از گذشت چند سال از فارغ التحصیلی در آزمون استخدامی یکی از دستگاه های دولتی پذیرفته شده بود و به شکرانه قبولی و استخدام، یک مهمانی مفصل ترتیب داده بود. همه خوشحال بودند و بازار خنده و شادی حسابی گرم بود. اتفاقاً آن شب خیلی هم خوش گذشت. این اتفاق خوشایندی است که در کشور ما خیلی ها آرزوی آن را دارند ولی طبیعی است که برای همه محقق نخواهد شد چراکه امکان جذب همه متقاضیان ورود به سیستم اداری وجود ندارد.

در جامعه ما از گذشته نگرشی در بین مردم حکم فرما بوده است که همواره کارمند بودن به عنوان یک ارزش تلقی شده و فرهنگ آن در بین مردم نهادینه شده است. در این مقاله با ویژگی های این مسیر شغلی بیشتر آشنا می شویم تا افرادی که می خواهند وارد این مسیر شوند با درک صحیح اقدام به انتخاب نمایند.

به طور کلی مسیر کارمندی مسیری است که در صورت انتخاب آن، تعهد می دهیم تا در سیستمی که دیگران (بخش خصوص یا دولتی) آن را ایجاد کرده اند، مشغول به فعالیت شویم. بنابراین تعاریف دیگری که در جامعه ما مطرح است مانند کارگری یا شاگردی و … نیز در همین مسیر تعریف می شود.

چرا خیلی ها دوست دارند کارمند باشند؟

همه ما در بین دوستان و اطرافیان خود افرادی را می شناسیم که مسیر شغلی کارمندی را برگزیده اند. اگر کمی با آن ها هم کلام شویم یکی از دلایل اصلی خود برای انتخاب شغلشان را دریافت حقوق ماهیانه مشخص اعلام می کنند. تقریباً بزرگ ترین امتیاز زندگی کارمندی برای افرادی که آن را انتخاب می کنند، داشتن یک حقوق ماهیانه می باشد. یک کارمند خیالش راحت است که نهایتاً با چند روز تأخیر حقوق ماهیانه خود را دریافت می کند و بنابراین می تواند بر اساس آن برنامه ریزی کند.

از دیگر مزایای مسیر کارمندی بهره مندی از امتیاز بیمه می باشد. کارفرما موظف است تا کارمند یا کارگر خود را بیمه کند. همچنین در زمان بازنشستگی نیز استفاده از مزایای بازنشستگی یک امتیاز مثبت برای افرادی است که مسیر کارمندی را انتخاب می کنند.

علاوه بر موارد بالا همانطور که پیش تر بیان شد با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه ما یک کارمند از جایگاه اجتماعی نسبتاً خوبی برخوردار است و این مورد نیز از مزیت های این مسیر می باشد.

اگر مسیر کارمندی را نسبت به مسیر کارآفرینی مقایسه کنیم باید گفت که یک کارمند میزان استرس کاری کمتری را در طول دوران خدمت خود تجربه می کند. طبیعی است که وقتی در سیستم ایجاد شده توسط دیگران کار می کنیم، استرس و فشار به مراتب کمتری را نسبت به زمانی که خودمان ایجاد کننده یک سیستم باشیم خواهیم داشت، چراکه با چالش های کمتری روبرو خواهیم بود و وظایف مشخص و از پیش تعیین شده ای خواهیم داشت.

کارمندان پشیمان!

این جمله را از کارمندان زیادی شنیده ام که:”از انتخاب شغلم پشیمانم.” واقعاً چرا تعداد زیادی از کارگران و کارمندان از شغل خود راضی نیستند؟ در پاسخ به این سؤال باید بگوییم که در مقابل مزایای مطرح شده، شاید بتوان معایب بسیاری را برای مسیر کارمندی برشمرد که در این بخش به چند مورد از مهم ترین آن ها اشاره خواهیم کرد.

برای داشتن یک زندگی مرفه بدون شک حقوق کارمندی کافی نیست. تقریباً تمام کارمندان و کارگران از میزان حقوقی که دریافت می کنند راضی نیستند و همین نارضایتی می تواند تأثیر منفی بر کیفیت کار آن ها نیز داشته باشد. کارمندی که از میزان حقوق دریافتی خود راضی نیست انگیزه لازم برای مؤثر بودن و مفید کار کردن را ندارد و به همین دلیل راندمان کاری او پایین خواهد آمد.

محدودیت و آزادی عمل کم از دیگر معایب مسیر کارمندی است. یک کارمند نمی تواند هر زمان که دلش خواست برای تفریحات، مسافرت و سایر برنامه های شخصی خود برنامه ریزی کند. در واقع مجبور است بر اساس زمان بندی تعریف شده در سیستمی که در آن کار می کند برنامه خود را تنظیم کند. حتماً دیده اید که در زمان تعطیلات رسمی جاده های کشور به طرز عجیبی شلوغ می شود، شک نکنید که تعداد زیادی از آن ها افرادی هستند که مسیر شغلی کارمندی را انتخاب کرده اند و برای سفر نیز محدودیت های زمانی خاص خود را دارند.

انسان به گونه ای آفریده شده است که عاشق رشد و پیشرفت است. همه ما دوست داریم افراد مهمی باشیم و در نظر دیگران ارزشمند جلوه کنیم. همواره به دنبال شرایطی هستیم تا خودمان را به دیگران ثابت کنیم و توانمندی های خودمان را به رخ دیگران بکشیم. یکی از معایب مسیر کارمندی این است که احساس پیشرفت و رشد کردن در آن خیلی محسوس نیست و معمولاً کارمندان به دلیل تکراری بودن فرآیندهای کاری احساس خوبی ندارند. خیلی از کارمندان را دیده ام که حتی با وجود ارتقاء گرفتن و پیشرفت کاری قابل قبول باز هم رضایت شغلی چندانی ندارند و از تکرار و روزمرگی گلایه دارند. به نظرم این موضوع یکی از بزرگ ترین معایب مسیر کارمندی است.

دوستی دارم که او نیز مانند من در رشته مهندسی برق تحصیل کرده است و هم اکنون در یکی از بانک های خصوصی کار می کند. چند وقت پیش که او را دیدم در مورد شغلش با هم صحبت کوتاهی داشتیم. او در حال حاضر صندوقدار بانک است، به قول خودش حقوق خوبی می گیرد و هر از چند گاهی از مزایای وام و … هم بهره مند می شود اما از کارش لذتی نمی برد. دلیل این موضوع بی ارتباط بودن رشته تحصیلی مورد علاقه اش که در آن تحصیلات دانشگاهی دارد و شغل فعلیش می باشد. این مسئله فقط در مورد دوست من نیست. بسیاری از کارمندان در طول روز مجبورند کارهایی را انجام دهند که برای انجام آن ها انگیزه و اشتیاق چندانی ندارند و در بسیاری از موارد با تحصیلات و تخصص آن ها نیز هیچ ارتباطی ندارد. همین امر باعث کاهش احساس رضایت و لذت نبردن از شغلشان خواهد شد.

محمد صادق حداد...مدرس دانشگاه، نویسنده و محقق...عاشق آموزش دیدن و آموزش دادن

لطفاً کلیک کنید
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *